هرچی داری از پدرومادرت داری و امروز خودت را مدیون گذشت و فداکاری اونها میدونی. اونها بودن که سرمایه گذاری مالی، فکری و زمانی کردن تا اینجا رسیدی. از داشتن چنین پدر و مادری بخودت می بالی و افتخار می کنی.
به مرحله ای می رسی که با نگرشی کاملا متفاوت و مثبت تر از اونا به زندگی و دنیا نگاه می کنی و با تعارض با خانوادت روبرو می شی.
از پدرو مادری که همیشه دوستای خوبی بودن، فاصله فکری می گیری و کمتر باهاشون پیرامون مسائل مختلف به بحث و گفتگو می نشینی چون دیگه نمی فهمنت و زیر سئوال می ری. دیگه با دوستای صمیمی و هم سطح خودت ارتباط فکری و گفتاری داری چون درکت می کنن و می تونی باهاشون خیلی صریح و واضح صحبت کنی. چون هم نسل خودت هستن.
و اینطور می شه که اختلاف نسل ها پدید می آید.
کاش پدرو مادرها، دیدگاه فکریشون با رشد فرزندانشون رشد و پیشرفت می کرد و دیگه اختلاف نسل و دیدگاهی با اونا نداشتیم.